ღ♥دختری با دامن حریر♥ღ - موضوع چند جمله از خودم

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 14 خرداد ماه سال 1387

چشم هایی که پر مهربونیه ممکنه بارونی بشه ولی هیچ وقت ابری نمی مونه

دست هایی که پر از سخاوته ممکنه بی سخاوت بشه ولی تنها نمی مونه

پاهایی که به یه هدف مشخص بره ممکنه بی همراه بشه ولی...

دلی که پر از عشق تو باشه ممکنه بعضی وقت ها چشماش بارونی٬دستاش بی سخاوت و پاهاش بی همراه باشه ولی از عشق تو دست برنمی داره.....

 

پنجشنبه 8 فروردین ماه سال 1387

زندگی چیست؟

درخشش کرم شب تاب در تاریکی شب.

نفس بوفالو در زمستان؛

سایه کوچکی که با گذشتن از چمن ها در غروب خورشید گم می شود.

 

*وا قعا زندگی چیست؟*

 

+ نظر شما چیه؟؟؟

پنجشنبه 25 بهمن ماه سال 1386
جمعه 12 بهمن ماه سال 1386

من سکوت را از آدم حراف؛

صبر را از آدم ناآرام؛

و مهربانی را از آدم نامهربان آموخته ام.

و نمی دانم؛

چرا نسبت به این آموزگاران ناسپاس هستم...

پنجشنبه 4 بهمن ماه سال 1386

شیطان عاشق خدا بود...می خواست تنها عاشقش باشد؛فریاد زد...خدا نفهمید...!

خدا بزرگ بود...می خواست عاشقی کند...آدم را افرید!!!

سلها پیش ادم خدا را از یاد برد...ادم عاشق شیطان شد...!!!

این وسط خدا تنها ماند...

به همین سادگی.............

 

 

جمعه 28 دی ماه سال 1386

عشق خام می گوید:(چون به تو نیازمندم تو را دوست دارم).

عشق پخته می گوید:(چون تو را دوست دارم به تو نیازمندم).

پس سعی کنید بفهمید که عاشق یا معشوقتان خام است یا پخته.

جمعه 18 آبان ماه سال 1386

یاد گرفته ام که فرد باید مراقب باشد ؛سخنانش نرم و لطیف باشد چرا که فرد باید خود انها را بخورد.

که خنده راهی ارزان برای زیبا کردن نگاه هاست.

که به نصیحت تنها  دو زمان نیاز است.

وقتی که مورد نیاز باشد؛

و وقتی که خطر زندگی را تحریک کند.

همه دوست دارند که بر قله ی کوه زندگی کنند؛

اما رشد و تعالی هنگامی اتفاق می افتد؛

که در حال بالا رفتن از ان هستی...

 

سه شنبه 15 آبان ماه سال 1386

گفتم:ببین ام... من عاشق تو شدم.

گفت:پس خدا تو را ببخشه...

گفتم:چرا؟؟؟

گفت:اخه هرکس که عاشق من میشود اخر می میرد یا خودش را از عشق من می کشد:ولی من هستم تا ابد هستم...

بعد متوجه شدم که خودش خدا بود...

   1      2    >>