راز زندگی...

در افسانه ها آمده است روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مقرب را به بارگاه خود خواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی یشنهادی بدهند... 

یکی از فرشتگان به پروردگار گفت:خداوندا٬آنرا در زیر زمین مدفون کن... 

یکی دیگر گفت:آنرا در زیر دریاها قرار ده... 

و سومی گفت:راز زندگی را در کوهها قرار ده... 

ولی خداوند فرمود:اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم٬فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود انرا بیابند.در حالی که من میخواهم راز زندگی در دسترس بندگانم باشد... 

در این هنگام یکی از فرشتگان گفت:فهمیدم کجا!!!٬ای خدای مهربان٬راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن ان باید به قلب خود رجوع کند... 

و خداوند این فکر را پسندید... 

(نشان لیاقت عشق)