خب٬دوباره در باد قرار گرفتم
و به هر جا که مراببرد٬با او می روم
در آفتاب تابستان می خندم و تن به آب میزنم
تا هنگامی که زنگ ساعتم بیدارم کند.
به هوایی سرد بر میگردم
در پی رویاهایم...