کلمه ی اتنظار مغزم رو آشفته میکنه...
همه ی آدم ها تو زیندگیشون منتظر یه چیزی هستن...!!!
من هم منتظرم...منتظر اینکه یه اتفاقی بیفته تا زندگیم رو از این رو به اون رو کنه....!!!
خستگی تا حالا باعث شده که فاصله رو به دوست داشتن و ادامه راه ترجیح بدی؟؟؟
من یه کسی هستم که با همه فرق دارم...من منتظری هستم که همه فکر میکنند تو رویام...
من دختری هستم با افکاری روشن...دختری که رویاهاش رو هدایت میکنه...دختری که هر شب توی یه دفتر نارنجی آرزوهاشو می نویسه...دختری که هنوز اعتقاد داره دوستی مقدس تر از همه چیز در دنیاست...دختری که هنوز تا یه آهنگ غمگین گوش میده گریه میکنه و یاد اون روزای شیرین زندگیش می افته...دختری که تا حالا مزه ی کلمه ی شانس رو نچشیده....دختری که عاشق که همه کس و همه چیز هست...و فکر میکنه که همه عین خودشن و...دختری که تا حالا کسی مثل اون طعم اتفاق سخت جدایی رو نچشیده...دختری که هنوز دنبال دوستی مثل دوستی های دوران دبستانش است...دختری که هنوز تو رویا با اون حرف میزنه...دختری که دوست داره واسه یه لحظه خدا باشه و دروغ گویی رو برداره...دختری که هنوز حالش ار اینکه تا با یه پسر چت میکنه و بهش پیشنهاد دوستی میده بهم میخوره...دختری که دختری که هنوز عاشق پیاده روی تو روز بارونیه...دختری که دوست داره بره تنها روی کوه و فریاد بزنه و بپرسه آخه چرا؟؟؟...دختری که هنوز شبای پر ستاره با ستاره ها حرف میزنه و از ستاره ها میخواد که پیغامشو برای اون ببره...دختری که هنوز یه علامت سوال توی ذهنش هست...دختری که هنوز وقتی به کسی میگه اونروز گریه کردم,اون بهش میگه مگه تو هم گریه میکنی...دختری که هنوز روش نمیشه به طرف مقابلش بگه که دوستش داره...دختری که هنوز وقتی روز تولدش کیک رو میارن موقع فوت کردن شمع ها آرزوش همونیه که سالهاست بوده...دختری که هنوز...
دختری که هنوز احساس داره و زندست...
دختری که هنوز نمرده!!!...چرا هیچ کس باور نمیکنه که من هنوز وجود دارم...چرا باور نمیکنن که هنوز دختری به نام نگین وجود داره...دختری که هنوز حاضره زندگیشو بده و برای یکبار هم که شده برگرده به اون زمانی که الان 8سال است منتظرشه...!!!
به خدا من وجود دارم ولی کیه که حاضره صدام رو بشنوه؟؟؟!!!...
فقط کمی خستم...از اینکه تو همه چی شکست خوردم و خودم رو باختم...
فقط میخوام که کمی برای خودم زندگی کنم برای خودم و بس...!!!!!!!!!!
"از انتظار بدم میاد,از اینکه بشینم یه گوشه و مثل بقیه منتظر باشم...
پس میرم سراغش...
هر کدوم که شد:زندگی یا مرگ...."
|