ღ♥دختری با دامن حریر♥ღ - گل سرخ

مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 10 اسفند ماه سال 1386

من گل سرخی هستم در زیر توده ای از برف سرد؛مانده ام به امید آفتاب که شاید بتابد و مرا بیرون کشد.مانده ام به امید لگد کفشی که روی من حکاکی کند و یا بچهای برای درست کردن آدم برفی؛برف را از روی من بردارد که شاید کمی غنچه هایم را ببینم که شاید بتوانم تگاه کنم به یخ ها و عکس خود را در آن ببینم.به امید تابستان باید در زیر خاک بمانم تا شاید کودکی با کیف شنایش من را برای مادرش ببرد.

اما به امید این همه حرف هنوز هم در زیر برفها منتظر...